عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

59

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

همچنان كه پيش ازين گفته آمد ، براى ما مقدور نبود كه نظر قطعى ابراز كنيم كه كدام‌يك از دو يا سه صورت مختلف رساله‌اى واحد قديم‌تر است ، به ويژه اين كه همهء آن‌ها حاصل كار مؤلّفى واحد به نظر مىآيند ( يا دست‌كم دو رساله ازين رساله‌ها چنين مىنمايد : صورت‌هاى مختلف كتاب انسان و صورت اصلى مشترك بين منازل و مبدأ 2 ) . در بسيارى از موارد ، بيشتر چنين به‌نظر مىرسد كه صورت‌هاى مختلف كتاب حاصل از هم‌پاشيدگى نمونهء اوّليّه‌اى است مشترك كه هركدام تنها حاوى بخشى از آنند . به ديگر سخن ، بسا كه مؤلّف رساله‌اى در باب موضوع معيّن تصنيف كرده ، سپس دو يا سه خلاصهء مختلف از آن استخراج نموده و بعدها آن را در مجموعه‌هاى مختلفى درج كرده است . يك مورد نمونه‌اى و به تمام معنى مسلّم ، مورد مقدّمهء انسان و مقدّمهء منازل است كه نسخهء اصل و مشترك آن‌ها موجود مىباشد ، يعنى : مقدّمهء مقصد . از جانب ديگر ، فصولى كامل از برخى از رساله‌هاى ما ، در آثار نسفى به صورت‌هايى مختلف وجود دارد ، يا با تغييراتى كم‌اهميّت ، به‌ويژه در مقصد ، زبدة و كشف الحقائق . در نتيجه گويى نويسنده پس از تصنيف تعدادى از رساله‌ها ، قسمت‌هايى بيش‌وكم مبسوط از آن‌ها را در سياق عباراتى هميشه تازه گنجانيده است ، از جايى كاسته ، بر جايى افزوده و بيش‌وكم همهء رساله‌ها را جرح و تعديل كرده است . نكته ديگرى كه در همين جهت مشهود است اين كه : بخش‌هايى از رساله‌اى واحد كه در نگارش‌هاى مختلف درج شده است ، به‌ندرت دو صورت مشتق از يك اصل را تشكيل مىدهند . اغلب اوقات ، اين بخش‌ها ، برعكس ، قسمت‌هايى از يك مجموعهء واحد را به وجود مىآورند كه تسلسل منطقى دارند . اين وضع امور ما را ناگزير كرده است تا خطّ سيرى را دنبال كنيم : هر كجا امكانى بوده است ، اجزاى حاصله از صورت روايت‌هاى مختلف را در متن باقى نهاده‌ايم ، و آنها را به بخش ملحقات يا صورت‌هاى دوگانهء مسلّم محوّل نكرده‌ايم . اگر هم متنى كه بدين ترتيب حاصل مىشود ، نمونهء اوّليّه نگارش‌هاى مختلف يك رساله را به‌طور دقيق و جزءبه‌جزء به‌وجود نمىآورد ، ولى به صورت انشاى كتاب را به دست بدهيم كه نويسنده هميشه قسمتى از آن را آورده است . چنين كارى تنها در مورد رساله‌هايى معتبر است كه نگارش‌هاى گوناگونش با هم قابل تطبيق باشد . آنجا كه اين صورت‌هاى مختلف ، از نظر محتوى و مضمون ، يا ترتيب اجزاى آن ، بيش از حدّ با هم ناسازگار بود ، ما روايت منازل و مبدأ را به‌طور جداگانه و الحاقى نشر كرده‌ايم و در مورد رسالهء الحاقى نيز همين روش را داشته‌ايم . تنها در يك مورد ، يعنى رسالهء بيستم ، تصميم گرفته‌ايم